گنده گو - تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 19:20
اباله را در این جمله معنی کنید دوستان.یک لیساننننننس ادبیات فحشم داده، میخوام دقیقا ببینم چی منو وصف کرده. فهمیده و حرفی زده، یا اینم پای سایر نفهمی هاش از درس و زندگی و رفاقت و کلام...معنی کنید، بر اساس متون و لغت نامه و دستور زبان، لطفا:"خر هیچ شرفی نداره بر انسان مگر در کلام اباله ای همچون شما" A...
- تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 9:22
سرکار خانوم نجار، و خانوم ناهید جون ( دالتون) عاطی خانوم، لطفاً کانکت بشید.
از خوبی های روز - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 9:22
از خوبی های روز،یکی هم اینه که می تونی هرچی دلت می خواد را بخوری!چون می دونی که مغازه ها باز است و اگه تمام شد می تونی بری بخری.برعکس شب،که چیزی که دلت می خواد را،اگه از قبل تدارک ندیده باشی اش،نه داری اش که بخوری،نه مغازه ای باز است که بری بخری!شبهاتون پر از چیزهای دلبخواهتون! Adblock test (Why?)
کلاغ قهرمان - تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 18:17
این پست را خاص، خطاب به خری می نویسم که اسم کلاغ قهرمان را برای خودش برگزیده و تو وب جدید هم هست.این احمق، دیگه اونجا زر زر نمی کنه! زبان به کام کشیده و مودب نشسته یک گوشه فقط می خونه.کونش می خارید فقط که بهرحال وقت بذاره و جای جدید را پیدا کنه! به بعضی ها عزّت نیومده! باید حتما استخون را پررررررررر...
شل مغز - تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 18:17
جناب فهیم جان، سوالت را کجا جواب بدم برادر؟ آدرس بذار.عاطی جون ردیفی عمو؟ باقی؟ خوبید؟ با وقت اضافه ای که آزاد شد براتون، چه کردید؟ملت کسخل اند؟ وب متروک است بعد حدود نود بازدید روزانه داره کمابیش! لانه ارواح!؟ Adblock test (Why?)
کارمزد - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 0:46
ششصد هزار تومن ریخته بودم به حساب مدیر ساختمان، ایران. هی سوکش کردم که به من رسید بده ببین چه کردی. الان رسید داده. امروز صبح. قشنگ، سالانه، از هر واحد، از جمله از من، دویست هزار تومن دستمزد برداشته است! بقیه هم که بهرحال خرج کرده دیگه. قشنگ صورتحساب داده پونصد و نود و اند هزار تومن! والله خوب رو دا...
گرخیده از هموطن - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 0:46
یک پسره، طفلک، اومده گروه تلگرام پرتغالی ها، می گه من فرانسه هستم، حکم دادن باید خاک فرانسه را ترک کنم، اونجا چطوره که من بیام؟ هیچکس جواب نمی ده طبیعی است که پناهنده تو گروه کم باشه یا نباشه تقریبا به التماس می افته که آقا یکی به من بگه وضع پناهنده
کرونای روانی! - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 0:46
ماسکم افتاد رو زمین، تو خونه. ماسک نو نداشتم خونه، همه اش دانشگاه بود. همونو برداشتم که همراهم باشه، چون ماسک اجباری است. تو مسیر، یکی دوجا که احتمال مواجهه با مردم بود، زدم به صورتم، یقین دارم کرونا نبود بهش منتهی، انداختم و نو برداشتم و کلی شستم و
گوش - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 15:22
جالبه، چند دقیقه قبل یاد همکلاسی ام افتاده بودم،الان رو واتس آپ پیام داد!حالا یک آدم مریض باشه می گه نتیجه می گیریم خدا هست!گمشو بابا. خدا خدا. عرض کنم که پنج لیتر آب خریدم، کلا من آب کم می خورم. دیگه
جریده یک گفتمان دو نفره - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 15:22
قطعا یک عقبه ای از گفتمان پشت اینی که می خوام بگم بوده است، بماند که با کی و چه مدت اما،عصاره کلام اینه،زن بودن با ماده بودن دو تاست!آدمها، با اون مشخصه های فیزیکی که می دونیم، ماده اند،منتهی،زن، به م
شراب - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 15:22
واوووووووووو!آقا، گفتن نداره، دلتون نخواد، ولی بالاخره یک شراب خوش مزّه تونستم بچشم!یعنی عااااااااااااالی بود! محشر!گذشته از اینکه درش پیچی بود و لازم نبود کلی با اون فنر بکنم توش و چوب پنبه بیرون بکشم، و تازه بعدش این در مبارک دیگه نره توش و الکلش بپره،طعمش، عااااااااااااااالی بود!!!الهی هرکی خودش ...
ترور - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 6:36
به نظرم کرونا یک اتفاق نبود،یک تعمد بود.عینا حرکت هیتلر بود در دور ریختن بخش ترسو، بیمار، مسن و درواقع ناکارآمد اجتماع!وگرنه یک ویرووی چطوری جهش میکنه که به کودکان کار نداشته باشه؟ یک زمانی باید دید ک
معکوس - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 6:36
کی فکرشو می کرد که امسال بجای اجرام گردی مثل سیب و پرتغال، کالای تعزیراتی شب عید بشه عنبرنسارا؟به یک میکرب وصل بود همه آداب؟شنیده شده که باز اینها یک گهی به سرمملکت زدند و شروع کرده اند به بگیر ببند ب
یلدا - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:04
یک عده ای دیدم چس کلاس گذاشته اند تو اینستاگرام که چرا یلدا و خلاصه فیگور غم اندیشی جامعه شناختی گرفته اند به خودشون.دلم می خواست با لحن امپراتور کوزکو بهشون می گفتم برووووووو برو خودتو بشور! نکبت!یلد
عقل دولت! - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:04
هرآنچه نگاه کردم تو فروشگاه، شرابی که منشی خانوم واسه دوست پسرش خریده بود را نتونستم پیدا کنم. یک شراب قرمز با 19 درصد الکل. می خوام یاد بگیرم. واسه یادگرفتن است که اینقدر کنجکاوی می کنم. پورتو با این
کرموزوم هفتم! - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:59
از مرکز کامپیوتر ایمیل زده اند که هاردت بد سکتور داشته و خیلی وضعش خراب است و الخ و دولخ.یکی دوبار نيت کردم فوروارد کنم برای اوستام،بعد دیدم نه !حالا که بنا به کونی بازی کردن است، من از اون کونی تر با
گره - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:59
یک گاهی چیزها گره می خوره یکم تو هم!الانم از همونهاست.نه کارت بانکی ام اومد نه سیم کارتم. پس فردا اون سیم کارت را نیاز دارم وگرنه عمرا بتونم آدرس پیدا کنم! امشب، و اگه نشد فردا، یک سیم کارت می خرم. پی
کیس در بسته - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:59
شش تا کیس بی صاحب تو اتاقمون هستبهشون میگم اینها را باز کنيد از قطعاتش استفاده کنیدعین بز نگاه من میکنند! نمیفهمند گمونم که پیوند اعضا را تو انسان هم انجام میدن چه برسه کامپیوتر،منتهی،گفتند ببین کدوم کار میکنه همونو بردار!!!
سفر - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:59
عصر، دفاع یک دانشجوی دکتری بود. ارائه به برزیلی بود و طبعا من نرفتم منتهی بعد از اون که دفاع تمام شد حوالی شش عصر، صدام زدند که تو آزمایشگاه جشنی برپاست، تو هم بیا. رفتم و خب یک میزی که همیشه پر از سن
خودخواه! - تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 2:20
امروز دانشگاه نرفتم.راستش، دیروز که رفتم، تمام وقت منتظر بودم که دیوید، چیزی را که براش توضیح داده ام بفهمه. در واقع خودم چیزی یاد نمی گرفتم و فرصتی که آموزش بدم هم نبود، دیدم اگه امروز هم برم قطعا کا